جنگ قدرت در مصر اخوانی و دشواری برون‌­رفت


جنگ قدرت در مصر اخوانی و دشواری برون‌­رفت
 
 
 
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392
 
 

 

انتخاباتِ به تعویق افتادۀ پارلمان مصر احتمالاً یک‌بار دیگر آن هم تا ماه اکتبر به تعویق خواهد افتاد. این را محمد مرسی اعلام کرد. مرسی انتظار داشت تدوین و تصویب قانون اساسی، راه برقراری ثبات در صحنه سیاسی آشفته مصر را بر او هموار کند. اما بحران نوامبر 2012 با فراز و نشیب­هایی تا امروز ادامه یافته و برخلاف انتظار مرسی و اخوان، توان بسیج عمومی اپوزیسیون سکولار دچار ریزش نشد. محمد البرادعی، یکی از رهبران جبهه نجات ملی، شروطی را برای مذاکره با مرسی مطرح کرد. از جمله اینکه دولتی بی­طرف تشکیل شود، دادستان کل مستقل منصوب شود و هیئتی برای تنظیم پیش­نویس قانون انتخابات جدید مصر تشکیل شود. او آنقدر وضعیت سیاسی مرسی را ضعیف ارزیابی کرده که برای دیداری که خود و یارانش می‌خواهند شرط وضع می­کند! این در حالی است که جبهه نجات ملی، گفتگوهای ملی مرسی را که از نوامبر 2012 آغاز شد تحریم کرد.
دشواری­های حکومت مرسی بر کسی پوشیده نیست. تنش در سپهر عمومی مصر از نوامبر 2012 به صورتی ممتد ادامه یافته و جز در مقاطعی کوتاه، متوقف نشده است. مشکل آن­جاست که نه حکومت اخوانی و نه مخالفان سکولارش مصالحه را نمی­پذیرند. هر دو بر پیشبرد حداکثری اهدافشان پافشاری می­کنند. مخالفان، اخوان را به دزدیدن انقلاب متهم می­کنند و خواستار سهمی از قدرت هستند. حکومت و اخوان مخالفان را به تلاش برای بازگرداندن مصر به پیش از انقلاب و پوشش دادن به «فلول» (نیروهای وفادار به مبارک و یا دولت عمیق) برای برهم زدن نظم سیاسی و اقتصادی مصر جدید متهم می­کنند. کدورت تصویر زمانی هویداتر می­شود که به تظاهرات بی‌وقفه ماه­های گذشته بنگریم. پس از آنکه خیزش انقلابی مصر با کمترین تلفات انسانی، دیکتاتور حاکم بر بزرگترین کشور عربی را برکنار کرد، یکی از ویژگی­های کنش سیاسی در فضای عمومی شاخصه «مسالمت­آمیز» آن بود. اگرچه خشونت در دوره حکومت شورای نظامی اندکی تشدید شد، با این‌حال با انتخاب مرسی امیدها به بازگشت به سیاست عقلانی و به­ دور از خشونت افزایش یافت. اما اگر نموداری برای روشن کردن شدت خشونت به کار رفته ـ از طرف حکومت و مخالفان ـ در تظاهرات از نوامبر 2012 تا آوریل 2013 ترسیم کنیم، خواهیم دید که مصر در راهی گام نهاده که پایانش به هیچ­وجه جذاب نیست؛ جایی‌که خشونت گفتمانی و روانی حاکم بر جریان­های سیاسی در خیابان­ها به خون ترجمه می‌شود.
در چنین شرایطی مرسی تحت فشار مخالفان و در راستای تثبیت وضعیت نابه­سامان سیاسی و اقتصادی، از تعویق انتخابات به عنوان ابزاری برای کاهش شدت تنش استفاده می­کند. در واقع یکی از اختلافات اصلی مرسی با مخالفان، بر سر تدوین قانون انتخابات جدید (پیش و یا پس از برگزاری انتخابات پارلمانی) بود. تعویق انتخابات فی‌نفسه یکی از عوامل تنش را حداقل در کوتاه­مدت مسکوت می­گذارد؛ اما آیا تنش را از بین می­برد؟ دو روز پس از آنکه مرسی از احتمال تعویق انتخابات تا اکتبر سخن گفت مصر یکی از خونین­ترین جمعه­های خود را در 19 آوریل سپری کرد. در واقع اختلافات دموکراتیک بر سر تدوین قانون انتخابات و یا شیوۀ برگزاری آن تنها یک روی سکه است. تظاهرات خیابانی نیز جزئی از این تصویر یک­سویه است. روی دیگر سکه جنگ قدرتی فراگیر را شامل می­شود که دو طرف در آن از تمامی ابزارهای خود برای از میدان به در کردن طرف مقابل استفاده می­کنند.
اخوان‌المسلمین که با پذیرش دموکراسی از سال 1995 شیوۀ کنش سیاسی خود را متحول کرد و دیگر از خلافت سخنی به میان نیاورد، در گذار از وضعیت اپوزیسیون به حکومت نتوانست عقلانیت اپوزیسیونی خود را کنار بگذارد و همچنان با همان نگرش عمل می­کند. سنت هشتاد ساله اپوزیسیونی اخوان، امکان تعامل آزادانه آن با رقبا را به حداقل می­رساند اگرچه سابقه همکاری میان این جنبش و سایر نیروهای سیاسی (البته در دورۀ اپوزیسیونی اخوان) وجود دارد. اما مواجهه با جبهه­ای فراگیر از رقبا (جبهه نجات ملی) که هدف آن را سلب مشروعیت انتخاباتی اخوان می­بیند، بر دشواری­های انطباق­پذیری آن با سنت نوین دموکراسی­خواهی اخوانی در قیاس با سنت دیرین اپوزیسیونی آن می­افزاید. در مقابل، مخالفان سکولار (جبهه نجات ملی شامل ملی­گراها، لیبرال­ها و چپ‌گراهای مصری) که اخوان را به عملکرد ضددموکراتیک متهم می­کنند، خود نتایج انتخاباتی دموکراتیک را عملاً رد می­کنند و بسیاری از آن­ها دیگر لزومی به مخفی کردن آرزوی سرنگونی مرسی نمی­بینند.
جنگ قدرتی که سپهر عمومی مصر را آشفته، وضعیت امنیتی آن را به حضیض کشیده و دشواری­های اقتصادی آن را به حد بی­سابقه­ای رسانده است، به‌تدریج در حال تشدید است. حکومت اخوانی جویای تثبیت وضعیت سیاسی خویش در رأس هرم قدرت است و مخالفان درصدد متزلزل کردن حکومت اخوانی برای دستیابی به سهمی از قدرت هستند. اگرچه اخوان بنابر مقوله الإصلاح و التدرج (اصلاح و تدریج­گرایی) بیش از مخالفان توانایی و عملگرایی خود را برای مصالحه نشان داده و می­دهد ـ امری که در برگزاری گفتگوهای ملی، تعامل حداقلی با مخالفان و پذیرش تعویق انتخابات پارلمانی برای دومین بار و احتمالاً تلاش برای جلب همکاری اپوزیسیون در تدوین قانون انتخابات جدید، هویدا بوده و هست ـ با این­حال در برابر تلاش­های صورت‌گرفته در جهت سلب جایگاه محوری آن در مصر جدید مقاومت جدی می­کند. مخالفان برای تضعیف اخوان و دستیابی به میزانی از قدرت شمشیر را برای اخوان از رو بسته­اند. آیندۀ وضعیت سیاسی و به تبع آن شرایط اقتصادی و امنیتی مصر را میزان غلبه گفتمان عقلانی در درون اخوان برای تعامل با رهبران عمل‌گرای مخالفان در جبهه نجات ملی و در مقابل، تمایل این رهبران مخالف به تعامل عقلانی تعیین خواهد کرد. تاکید بر اهداف حداکثری و نادیده گرفتن الزامات دموکراتیک دوره نوین از سوی حکومت اخوانی و مخالفانش می­تواند دشواری­های کنونی مصر را دو چندان کند.